۳ سال وبلاگ نويسی و اين همه ادعا !


سر آغاز : من میخواهم از شما اجازه بگیرم که نگویم در « خدا » چه گذشت .

فی الجمله آنکه امکان نوشتن دیگر در آنجا میسر نیست .

چرا هک شد ؟ چگونه هک شد ؟ و آیا قابل بازگشت هست یا خیر ؟

اینها تماما سوالاتی است که هیچ تمایلی برای پاسخگویی به آن ندارم .

بر فرض که تمایلی هم بود , اما نگفتنی ها با رغبت آدم که گفتنی نمی شوند . صحیح ؟

آغاز :

3 سال است که وبلاگ مینویسم عزیز دلم .

اسفند 82 بود که شدیم وبلاگ نویس و آقای خدایا..

با بهشت و جهنمش ساختم . خوب دیدم و بد . وبلاگ نویسی همه چیزم بود و هیچ چیز .

همانطور که آدم با وبلاگ نویسی نمیمیرد با ننوشتنش هم نخواهد مرد . دوست ندارم مثلا بگویم

اگر وبلاگم را از من بگیرند من خواهم مرد ! اینها یک مشت حرف مفت است که زیاد میزنند .

وبلاگ نان شبم نبود  اما اوقاتی بود که خوب وظیفه ی نان را انجام میداد .

اولین پستم قشنگ بود به نظرم .

روزهای نخست با اولین کامنت و نظر قند توی دلم ذوب میشد . صفحه ی وبلاگ که باز میشد

شمارشگر کامنت اگر بالا رفته بود کلی ذوق میکردم که مثلا هان فلانی چه جدی گرفته شدی .

به خدا هر کس بگوید در روزهای اول وبلاگ نویسی کامنت و نظرات برایش اصلا مهم نبوده و بود و نبود

کامنت برایش هیچ فرقی نداشته مثل کعب دروغ میگوید .

ببخشید یادم نبود که آن زبان بسته که دروغ نمیگوید .

به تعبیر خودم بعدها فهمیدم که « کامنتهای زرد » چه حال به همزن است .

دوران وبلاگ نویسی من ایام بسیار متفاوتی داشت . چه آنروز که 70 کامنت داشتم و چه امروز که..

آنروزها آموختم که : تا وبلاگ کسی نروی وبلاگت نمی آیند . همان بده بستان رفت و آمد وبلاگی

اما این تمام قاعده نبود . همه هم اینطور نبودند.  وبلاگ ننویس ها نیز حرف دیگری به من آموختند .

من خوب مینوشتم به نظرم . به نظر خیلی دیگر هم اینطور بود . به چشم بعضی هم قلمبه ای از ادعا

بودم و خودپسندی . ادعا اگر قابل اثبات و ارائه باشد که معرکه است . عموما ادعای آن

چیزهایی را کرده ام که از پس آن بر می آمدم . اما وصله ی خودخواهی و مغروری را به ناحق میزدند .

 ادعای خیلی از داشته هایم را هم حتی مطرح نکردم .

کی و کجا یکبار آمدم بگویم که من مدیر فلان سایت معروف و پر بیننده ی تهران هستم ؟

چه کسی حتی یکبار دید که دریکی از پستهایم حرفی از مسائل مربوط به آی تی و متعلقاتی که

انجام داده ام بگویم ؟  نگو که گفتن ندارد قربان شکل ماهت . بعضیها که تا یک تگ ساده را نیز

کپی میکردند وبلاگشان پر از بوغ میشد و میشدند دانشمند .

چه زمانی آمدم بگویم که من دومین نفری بودم که در سر تا سر دنیای نت موفق به ساخت فلش پلیر

آنلاین شدم ؟ میآمدم میگفتم : من بی سوادم . البته این را که هستم .

نوشته بودم و خوانده بودید که : « من کاربر ساده ای بیش نیستم » . اما این دلیل نبود که از نوشته و

قلمم تعریف نکنم. چیزی را که بلدم خوب هم از آن تعریف میکنم و مدعی آن میشوم .

شاید بعضی ها یک دل پر داشتند که فلانی چقدر به قلم خودش مینازد و از نوشته هایش متشکر

است . معلوم است که متشکرم . چون میتوانم آن را ثابت کنم . حتما میتوانم.

خب . مثلا این هم شد جشن تولد 3 سالگی وبلاگ نویسی . حالا در یک وبلاگ دیگر .

اینور سال سعی میکنم بنویسم.. همینجا توی « خون »

چند نکته : رنگ قالب به هم ریخته اگه حسش باشه باید درستش کنم

                لینکها رو باید اضافه کنم

               فقط با نام « خون » کامنت مینویسم

               بقیه ی نکته ها رو هم شما بگید لطفا

 

/ 6 نظر / 10 بازدید
بهار

تا حالا تو عمرم يه بار هم خون اهداء نکرده ام! بنابراين خوشحالم که لااقل اولين نفری هستم که توی اين وبلاگ تازه دارم اينکار رو انجام ميدم!!! راستش ميدونم که مهمون ناخوانده ام و به همين خاطر زحمت نظر دادن هم به خودم نميدم!!! فقط اومدم بگم : سال نو پيشاپيش مبارک. اميدوارم امسال هم روی هر چی پرسپوليسيه کم کنیم. مثل پارسال و سال قبل و سالهای قبل ترش! شاد باشی علی خان دانشمند آی تی!

فرهاد

مهم نيست که کجا می نويسی... مهم اين است که جاخالی نمی دهی و حضور داری... مهم بودن است و بودن... سال نو مبارک.. شاد باشی هميشه برادر!

حامد

سلام ای دانشمند ای نفر دوم ای فوق دکترا ای اينکاره ای ای تی ای وبلاگ قشنگ نويس ای نهايت تواضع و فروتنی عيدت مبارک

شقايق

سلام ، خيلی خنده داره که امروز بعد از ۱۱ روز اومدم اینجا که بگم سال نو مبارک ! اما يه جورايی مجبورم بگم پس لطفا بهم نخند ! راستی شما ۱۰ روز پیش يه صحبتایی راجع به پست جديد کردی ، نه ؟؟ ... پس کو ؟ کجاست ؟ ميگم شما تو آپ کردن جسارتا تنبل که بودی حالا با توجه به شواهد و قرائن ، انگار تو سال جديد تنبلتر هم شدی . در هر حال پابرجا باشی آقای نویسنده ی ایضا پر ادعا . التماس دعا .

بهار

سلام عرض شد! اومدم حال و احوالي بپرسم که ديدم .......نخير! کماکان اينجا آپ نشده! لااقل باز واست آرزو ميکنم: آرزو ميکنم که امسال هم فينال جام جذفي باز به پست هم بخوريم و ....باز همون قصه فصل گذشته تکرار بشه![عينک] آرزو ميکنم اين سپاهان عزيز دلها بازهم به پيروزي هاي پر در پي اش ادامه بدهد و همچنان نماينده شايسته کشورمان در باشگاههاي آسيا قلمداد شود! ديگه............. ديگه همين! و آرزو ميکنم هميشه شاد باشي و موفق دوست خوب! يا حق!