دربند در دربند

بعد از ۳۵ روز که وبلاگ رو به روز کردم

امروز ساعت حدودا  ۳:۱۵ بعد از ظهر دستور رسید که این پست رو حذف کن !

این پست رو برخلاف میلم حذف میکنم چون حق شخص ثالثی در آن وجود داشت.

تا حالا نه سفارشی نوشتم و نه حذف کردم اما اینبار ...

۲ ساعت زحمت بکش و بعد از ۳۵ روز ...

اصلا گور پدر وبلاگ و پست و آپدیت و رفاقت و برادری  ...

تمام کامنتها نیز جز کامنت آقای بوترابی حذف گردید !

این پست حذف شد

/ 18 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خون

واسه هیچکی نمیفرستم ... نه ! نشد ! نگرفتید . پس تکلیف وحشت این دوستمون چی میشه ؟

بهار

ای بابا! حالا چرا اينقدر مسئله رو حساس می کنيد؟! فکر می کنم با اين کاری که شما داريد ميکنيد علی آقا مشکل بيشتری ايجاد ميشه تا با گذاشتن يک عکس! آخه چيزی نبوده که!....يه آپديت ساده!..حالا به دلائلی حذف شده .....ديگه اينقدر نبايد قضیه رو کش داد که! در ضمن! منتظر آپدیت جدید شما هستم. یا حق! ......... ..... ..

سعید

یه بار بهت گفتم که داش علی این فرهاد ... اما ازش دفاع کردی // من فکر میکنم ایشون باید دختر میشدن اشتباهی پسر شدن ! برنخوره من حق نظردهی دارم و نظرم رو گفتم قربات / والسلام //

.: اوکالیپتوس :.

مي بينم که... خوی مشهد موندگارم ! خدمت ديگه علی جان چيکارش کنم . قسمت نبود باشه مراتب بعد راستی يعنی ميخوای بگی از لحاظ امنيتی هنوز تاييد نشدم ؟ در ضمن سعيد جان ميشد مودبانه و محترمانه تر هم نظرتو بگی نه ! فرهاد هم اگه چيزی گفته نظرش بوده و از روی حسن نيت حرفی زده... علی خودش خواست کسی مجبورش که نکرده بود. بد ميگم !؟

فرهاد

علی جان با این حرف بهار موافق نیستی : ؛((آخه چيزی نبوده که!....يه آپديت ساده!..حالا به دلائلی حذف شده .....ديگه اينقدر نبايد قضیه رو کش داد که!)) ... حالا فکر می کنم نمونه ی بارزی از قسمت اول عرايضم آشکار شد : دنيای بی در و پيکر اينترنت، قابليت ان را دارد از هر چيزی سوء استفاده کرده و زمينه آزار اشخاص را فراهم کند! ... بی خیال ... از لطف آقا سعید هم بسیار متشکرم!

خون

اومدم واسه عزیزتر از جانم مستر کد پیدا کردم گفتم یه سری هم به اینجا بزنم بعد از دو سه روز که دیدم !! نه با بهار موافق نیستم چو آپدیت من راه راهی بود . این رو هم حالیم نمیشه که یعنی چی قسمتی از عرایض فرهاد آشکار شد ! با مهدی موافقم میتونی مودبانه تر هم نظرتو بدی آقا سعید . هرچند من نمیدونم چرا دل تو بیشتر پره ؟ و چه صنمی با فرهاد پیدا کردید !!؟ مهدی درست میگه من خودم حذف کردم اما دلم راضی به این کار نبود اما حق مردم در کار بود و حق با من نبود .. این پست هم تموم شد اما ممکنه اتفاقات خیلی عجیبی اینجا بیفته همه چیز در گرو مکالمه ی امشبه ... خدا به همراهمون

بهار

علی آقا؟ معلومه که حذف پست وبلاگ خيلی بهتون فشار آورده برادر! رعايت خونسردی در اينگونه مواقع و ايضاْ(به قول خودتون!) نوشيدن يک ليوان آب سرد را جهت تمکين اعصاب مبارکتان پيشنهاد می کنم! ۳ساله که هنوز از عاقبت اين کری خواندن هاتون عبرت نگرفته ايد؟ بابا ای ول داره بخدا! رو که نيست!....... باشه برادرم! نميخواستم امسال هم در آغاز ليگ داغ دلتون رو تازه کنم و باز همون رسوائيهای ۳سال پيش تا حالا تکرار بشه اما مثل اينکه تن شريفتون می خاره! ميل خودتونه........نگين نگفتی! وقتی اين زردچوبه های قهرمان و با غيرت حالتون رو دوباره در استاديوم آنچنان گرفتند که پشت سر هم اس ام اس رديف کنيد و تا ۳ روز با کسی حرف نزنيد بيشتر خنک ميشين! .............

همتا

من آمدم و خواندم اما مطلبی نديدم ؟! مثل اينکه دير آمده ام!! حالا فقط اين کامنت ها مانده است که آن هم خيلی مشخص نيست؟!